أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
163
قانون ( فارسى )
مىكردند كه مدتى كم داروى اسهال در معده بماند . بعد از يك هفته از تاريخ خوردن داروى مسهل بايستى قى كند ( بايستى هفت روز هر روز قى كند . نسخه ) . آنگاه نوبت بادكشها سر مىرسيد . اول بادكش بر معدهاش مىگذاشتند و لبهء تيغى در ميان نبود ، امّا بعدا با لبهء تيغ پوست خارجى معده را شيارشيار مىكردند و باز بادكش مىگذاشتند . جاى زخمى شده از اثر لبهء تيغ را روغن زيتون گرم مىنهادند و مىبستند و شب در اين حالت مىماند . فرداى آن روز باند را باز مىكردند . اين بار شنبليلهء كوبيده را با بزر پنيرك و عسل در روغن زيتون مىسرشتند و بر معدهاش مىگذاشتند و سه روز اين عمل تكرار مىشد . اگر جوان بيچارهء طبيبزده از اين علاج سردرگم خوب نمىشد ، باز روز از نو ، روزى از نو ، داروى مسهل ساخته از هندوانهء ابو جهل را بخورد . معدهاش را وسيلهء صمغ فيجن كوهى و داروهاى سرخ گردانندهء پوست مىاندودند ، و دستبردار نمىشدند تا جاى اندايش داروها جوش و تاول مىزد . اينبار بايستى معجون تلخ مسهل ( ايارج فيقرا ) . را نوش جان كند ، بعد از آن آبپز خاراگوش را بنوشد ! مگر دستبردار بودند ؟ ابدا . بايستى از آن دارويى كه با گند بيدستر و آب درست شده بود ، بخورد . معده را باز لخت نمايد و در اختيار طبيب بگذارد . داروى سرخكنندهء پوست آماده است ، اما اين دفعهء دومى دارو كمى سبكتر و كمتر سوزاننده مىبود . همان داروهاى در گلو گردانيدن به صحنه باز مىگشتند . و بعد از آن نوبت عطسهآورها بود . آرى طرز معالجهء مبتلايان به قى كردن ، نزد طبيبان كار بهمزن گذشتهء خدا بيامرز چنين بود . در حقيقت دل و جرأت مىخواست كه قى كردهاى به جناب طبيب مراجعه و گله از بيمارى كند . و بايد بيماران مبتلا به قى ، امروز شكر خدا كنند كه ما اين برنامهء كذائى را نمىپسنديم و برنامهء آسان و بىدغدغهاى را به كار مىبريم . طرز معالجهء قى و طرز معالجهء بيمارى همانند قى را از هر حيث ذكر كردهايم و در قانون آمده است . اكنون چيزى را بر آن مىافزاييم و گوييم : اگر بيمارى قى كردن از اثر گرما و گرممزاجى است ، علاجش : خوردن خرماى قسب - كه ويژگى دارد - انار ، سماق ( عنبر نسخه . ) ، سنجد ، به ، شربت و داروهايى كه به در آن وارد است و از به گرفتهاند . حبّى نيز هست كه بسيار مفيد است و تركيبش چنين است . نسخه : بزر بنگ يك جزء . بزر گل ، سماق و خرماى قسب هريك چهار جزء . ربّ ميوهء به ده جزء . همه را درهم بسرشند و بيمار برحسب نيرويى كه دارد ، از نيم مثقال تا يك مثقال از آن بخورد ؛ كه اين دارو هم خوابآور است و هم تسكيندهندهء قى . اگر بيمار شكمش قبوضيت ندارد ، بىپروا ربهاى سادهء ساخته از غوره ، ربّ ريواس و ربّ ترنج - كه بسيار خوب است - به بيمار بده بخورد . در جلوگيرى از دل بهم آمدن و قى كردن كه از اثر گرممزاجى باشد ، كافور ويژگى دارد . كه